ورم

اما اکنون بر چارراه زمان ایستاده ایم

و آن جا که بادها را اندیشه ی فریبی در سر نیست

به راهی که هر خروس بادنمات اشارت میدهد

                                                  باور کن!

کوچه ی ما تنگ نیست

شادمانه باش!

و شاهراه ما

               از منظر تمامی آزادی ها می گذرد!

احمد شاملو

/ 5 نظر / 21 بازدید
محمد صادق

کجایی بچه پر رو....؟ فکر نکنی دلم واست تنگ شده ها همینجوری رد میشدم گفتم یه سری زده باشم ...[نیشخند] راستی این یه جمله رو روش کار کن و یه دستی رو سر و روش بکش خوشگلش کن باور کن جهانی میشه: "برای گذر از کوچه ی رندان باید یک گواهی مبنی بر جنون داشته باشی" اگه نمیکنی بگو خودم بکنم بعد به اسم خودم مینویسمشا...گفته باشم...[مغرور] جدی میگم

خانه پدر

دوست گرامی ممنونم که نوشته ام را به دقت خواندید و دوستانه نظر خودتان را نوشتید . لطفا از هر کسی که میخواهید درنسل متفکر جدید بپرسید چند کتاب مرجع موافق و مخالف نظر خودشان را مطالعه کرده اند. و از هرکسی که میخواهید درنسل پایه گذار انقلاب همین سوال را بپرسید. جواب را پیش خودتان محفوظ بدارید و به آن عمیقا فکر کنید. ممنونم از حضورتان

محمد صادق

علووووووووو....صدات نمی اد... کجایی تو پسر.[من نبودم] به روزم وچشم به راهتون...

علي امين قلم

حامد جان 1- مرسي. 2- منم با احترم لينكت ميكنم سريعا 2- جواب پنبه هاتو دادم تو وبلاگم

سياوش مهرورز

شده کفتاری بر سر جنازه ی لاشخور! فقط گاهی لازم است خلاف عرف باشی تا پرواز کنی و بالاتر از همه ی ابرها را ببینی[گل]