قلمرو

"اتاق خلوت پاکی ست

برای فکر، چه ابعاد ساده ای دارد!

دلم عجیب گرفته  است

خیال خواب ندارم"

کنار پنجره رفت.

و روی صندلی نرم پارچه ای نشست:

"هنوز در سفرم.

خیال می کنم

در آب های جهان قایقی ست

و من -مسافر قایق- هزارها سال است

سرود زنده ی دریانوردهای کهن را

به گوش روزنه های فضول می خوانم

و پیش می رانم.

سفر مرا به کجا می برد؟

کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند؟

و بند کفش به انگشت های نرم فراغت

گشوده خواهد شد؟

...

سهراب سپهری

مسافر

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبيه خودم

سلام. مرسی از توجه و لطفتون. مطلب سورئال قشنگی بود. فقط فونتی که انتخاب میکنید کاش تهما باشه که قابل خوندن بشه. من برای خوندنش همه ی ها رو باید خودم بچسبونم.

سلام دوست عزیزم ممنونم و بنده هم با کمال افتخار لینک کردم ببخش که دیر سر زدم پیروز باشی میدونی که من هستمتون فطیر[گل]

عسل بانو

سلام دوست عزیز ممنونم و بنده هم با کمال افتخار لینک کردم ببخش که دیر سر زدم پیروز باشی میدونی که من هستمتون فطیر[گل]

فاطمه اختصاری

[خنده] لینکای بغل وبلاگ رو می گین؟ آره خیلیییییییی زیادن. چیکار کنم خب! دوستان لطف می کنن لینک می کنن منم جبران می کنم تازه بعد از فیل تر ینگ وبلاگ قبلیم یه سری رو پاک کردم یه سری رو وقت نشد وارد کنم وبلاگ ترکید!!!

گروه ادبی پرشین بلاگ

سلام حامد عزیز خوشحالم از حضورت در گروه از خوندن نوشته هات لذت بردم من هم شما رو به لیست دوستان اضافه کردم ارادتمند جلیل شعاع

سال

سلام واقعا ناراحتم که نمیتونم مطلبتون رو بخونم الان اخه طبق معمول دچار مشکلات سیستمی شدم حتما در اولین فرصت برای خوندن مطلبتون بر میگردم موفق باشید بدرود تا دوباره

فاطمه اختصاری

باز هم ممنونم از نظر لطفت [گل] سفر مرا به کجا می برد؟ کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند؟ و بند کفش به انگشت های نرم فراغت گشوده خواهد شد؟

NasibeH

با اینکه کمی طولانی بود.. متنت رو دوست داشتم .. خیلی زیبا بود [گل]