کوچه باغ

...به کلامی گفته و ناشنیده انگاشته, یا ناگفته ای شنیده پنداشته

دعای زنی در راه ... که تنها می‌رفت

تنها برای تو ای مونس آدمی
تنها برای ملتِ صبورِ تو ای ترانه‌ی آدمی
تنها برای تو ای پروردگارِ واژه
تنها برای تو
شاعرِ گمنامِ آن سوی پنجره!


من آرزومندم
آرزومندِ آزادیِ شما
بسیاریِ عدالت، آینه‌های پاک
لبخندِ خاصِ خدا ...!


من آرزومندِ هرآنچه بهترینم
هرآنچه برای شماست
از بوده بود، از هست
از بوده‌است:
خوبی‌ها، شادمانی‌ها، یاوری‌ها.
همین‌طور خوب است
شعر ... یعنی چه؟!


دوستت می‌دارم
دخترِ دورِ هفت دریای آسمان
آسمانیِ نزدیک به یکی پیاله‌ی آب!
من تشنه‌ام به خدا
با من گریه کن
جهان بر خواهد خواست.
ما احترامِ شقایق
به اوایلِ اردی‌بهشتِ امسالیم.


عزیزم
درمان‌بخشِ زخم‌های دیرینِ من
رازِ بزرگِ دخترانِ ماه
شفا‌خوانِ شبِ گریه‌ها
ری‌را


آب‌ها همه از تو زنده‌اند
آدمیان همه از تو زنده‌اند
علف همه از تو سبز
آسمان همه از تو آبیِ عجیب!


پس کی خواهی آمد!؟
من خسته‌ام، خرابم، خُرد و خَرابم کرده‌اند
دیگر این کلماتِ ساکتِ صبور هم فهمیده‌اند!


هی دَر هَم شکننده‌ی تب من و تاریکیِ مردمان
هی دَر هم شکننده‌ی ترسِ من و تنهاییِ مردمان
نیکی پیش بیاور، بیا
دُرُستی پیش بیاور، بیا
عشق پیش بیاور،‌ بیا
بیا ... اعتمادِ بزرگ
یقینِ بی‌پایانِ هر چه زنانگی ...!

...

سید علی صالحی

شنیدن شعر با صدای شاعر

منبع: سایت رسمی سید علی صالحی

  
نویسنده : حامد مستوفی زاده ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩