کوچه باغ

...به کلامی گفته و ناشنیده انگاشته, یا ناگفته ای شنیده پنداشته

خم های کوچه

بر طبق نظر عطار - به عنوان یکی از نمایندگان بزرگ تفکر عرفانی ایرانی - بشر فطرتاً درصدد شناختن خدا یعنی خود است. این طلب در همۀ افراد بشر به نحوی هست. اما در عمل هر یک به بهانه و عذر و مشکلی از این مهم باز می مانند، مگر قلیلی که سرانجام این راه دور و دراز را طی می کنند و از خود به خود، یا از خود به خدا می رسند. (منطق الطیر)
نخستین مرحله طلب است. باید در آدمی انگیزۀ یافتن به شدیدترین وجهی پیدا شود.

بعد از آن عشق است. میل شدید به مطلوب به نحوی که کم و بیش خود را فراموش کند و هیچ چیز جر مطلوب در ذهن او نباشد.

مرحلۀ سوم معرفت است. کم کم شروع به شناخت مطلوب و ابعاد تاریک و پر رمز و راز آن می کند.

در این جا دشواری شناخت مطلوب را با واژۀ استغنا بیان می کنند. باد بی نیازی می وزد و طالب را به پس می راند. این خطیرترین مرحله هاست. سرانجام سالک باید بتواند در مقابل صرصر بی امان مقاومت کند و از پا نیفتد و خود را به سرزمین مرموز مطلوب برساند.

بعد از این وادی توحید است. خود را در سرزمین مطلوب غرقه می یابد. دیگر اصلا خود را نمی بیند. هر چه هست اوست.

وادی ششم، وادی حیرت است. حیرت از این که بین طالب و مطلوب چه فرقی است. آیا این منم؟ یا اوست؟ دو چیز در میان است یا یکی؟ شبیه به حال آدمی که دچار توهم شده است که آن چه را می بیند حقیقت است یا خواب؟ و به هر حال مفری از این حیرت نیست و لاجرم خود به خود سالک به آخرین منزل که منزل فقر و فناست کشیده می شود و بالکل در مطلوب مستحیل می گردد. دیگر از خود هیچ چیز ندارد (فقر) و وجود او در حقیقت فنا در مطلوب است.
شارحان آثار عرفانی گفته اند که طلب و حیرت صفت طالب است. استغنا صفت مطلوب. اما معرفت و عشق صفت مشترک هر دو است. یعنی خود ناخودآگاه هم در این سیر و سلوک شروع به شناخت خودآگاه می کند و نیز دوست دارد که شناخته شود. (کنت کنزاً...)ـ
با توجه به مرحلۀ هفتم  (فقر و فنا) خود به خود چنین نتیجه ای به دست می آید که در جریان این سیر و سلوک خودآگاه یا طالب کاملاً در مطلوب و ناخودآگاه مضمحل می شود و از این روست که «آن را که خبر شد خبری باز نیامد»ـ
اما بنا به عقیدۀ یونگ اضمحلال کامل خودآگاهی ممکن نیست و خودآگاه در عین شناخت کامل ناخودآگاه فردیت خود را حفظ می کند.
اما آن چه جالب است اصطلاح «فنا از فنا» است:ـ
هرک او رفت از میان اینک فنا            چون فنا گشت از فنا اینک بقا
یا سفر بعد از مرحلۀ فقر و فنا که به آن سیر فی الله ( در مقابل سیر الی الله) نام نهاده اند و چنین تعبیر کرده اند که سالک در این مرحله به بقای تام و تمام می رسد و می توان آن را مطابق آرای یونگ بازگشت به حال خودآگاهی تعبیر کرد. در عرفان هندو هم برای یوگی به هشت منزل قائل شده اند. منزل آخر سامادی است که در آن یوگی به هشیاری کامل و خودشناسی می رسد.
در این مرحله است که بشر به سعادت عظمی دست می یابد. زیرا بین دو سطح وجودی او (خودآگاه و ناخودآگاه) هیچ ناشناخته و مساله یی نیست و با تعبیرات قرآنی، نفس، نفس مطمئنه می شود. به این تعبیر که ناخودآگاه از خودآگاه راضی است و این آرامش جاویدان است:

 یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة ً مرضیه (سورۀ فجر 89، آیات 28 و  29) ای نفس آرمیده، بازگرد به سوی پروردگارت خشنود و پسندیده

...

موخرۀ گزیدۀ منطق الطیر عطار

سیروس شمیسا

  
نویسنده : حامد مستوفی زاده ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها : مقاله

دگردیسی

گفتم: نگاهت؟

گفت: بادها غبارآلود کردند آسمان را.

گفتم: رقصت؟

گفت: نه! بگو ماه... ماه...

گفتم: پس همین پلنگ زخم خورده از نجوای بی کوک منعکس در فضا؟

گفت: یخ! یخ خشک! تکه یخی در فشار دستان روزگار. آرام آرام آب شوی. یا مثل بامداد آرزو کن ای کاش آب بودی گر می شد آن باشی که خود می خواهی...

تا فقط خرد نشوی!

.

شاید بیهوده بود.

شاید کمرنگ بود.

شاید هیچ بود و شاید هیچ نبود.

ولی می شد پروانه بود و تنها دمی می شد پیله درید...

:.

حامد

٧ خرداد ٨٩

  
نویسنده : حامد مستوفی زاده ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها : سیاه مشق